----------------
غم مخور آخر گره از کار ما وا می شود غنچه از دامان دلتنگی شکوفا می شود دوری و شوق رسیدن – می رسی از ترس فراق عشقبازی های ما گاهی معما می شود گاهگاهی غرق می گردم میان موج اشک هر چه گم کردم ، در این یک قطره پیدا می شود مرگ هم در منظر ما ، نیست درد بی دوا چون به غیر از عشق هر دردی مداوا می شود...! برگرفته از وبلاگ حاج سعید حدادیان
نوشته شده در بیست و نهم بهمن 1387ساعت
9 توسط hacker| |
