----------------
هرچند کلاس درس او یک واحه ست راهی که به انجا نرسد بی راهه ست پیران همه طفل مکتب او هستند این پیر طریقتی که خود شش ماهه ست در پیش تو عشق مشق غیرت می کرد غیرت به شجاعتت حسادت می کرد آن روز خدا به کربلا آمده بود با دست بریده ی تو بیعت می کرد عمری است اگرچه پیش رویت خجلم با عشق تو آمیخته است آب و گلم هرچند شبی دراز دارم در پیش پیش قمر تو سخت قرص است دلم شد قطع دو دست نازنینت عباس! جز عشق مگر چه بود دینت عباس؟ در یاوری عشق برون آمده بود دستان خدا از آستینت عباس!
نوشته شده در هجدهم دی 1387ساعت
17 توسط hacker| |

