----------------
کنار آينه مانده ست تاري از مويت تنيده در تن آيينه عطر گيسويت تو رفته اي و در اوهام خود نشسته کسي کنار صندلي خالي تو پهلويت هنوز قالي دارد طنين گام تورا هنوز گلهايش آشناست با بويت پر است گوش من از موج موج خنده ي تو چنان که آينه از چشمهاي جادويت هنوز ميچکي از چشمهاي خيس اتاق هنوز مي وزد از پله ها هياهويت هنوز بي کس و تنها نمانده ام بي تو کنار آينه مانده ست تاري از مويت شعري ازمحمد حسين صفاريان
نوشته شده در دهم شهریور 1387ساعت
16 توسط hacker| |

