تبليغاتX
----------------

----------------

 

    يك دنيا حرف دردل نهفته داریم تا با صاحب اين خانه بگوييم 

 

نوشته شده در سی ام آذر 1387ساعت 18 توسط hacker| |

 

سرمشق هاي آب بابا يادمان رفت

رسم نوشتن با قلم ها يادمان رفت

گل  كردن  لبخندهاي  همكلاسي

دريك نگاه ساده حتي يادمان رفت

ترس ازمعلم حل تمرين پاي تخته

آن زنگهاي بي كلك را يادمان رفت

راه فرار از مشق هاي توي خانه

اي واي ننوشتيم آقارا يادمان رفت

آنروزهارا آنقدَر شوخي گرفتيم

جدّيت تصميم كبري يادمان رفت

شعرخداي مهربانراحفظ كرديم

يادش بخيرامّا خدارا يادمان رفت

در گوشمان خواندندرسم آدميّت

آن حرفهارا زودامّا يادمان رفت

فرداچكاره ميشوي موضوع انشا

ساده نوشتيم آنقدرتا يادمان رفت

ديروزتكليف آب بابا بودوخط خورد

تكليف فردا نان وبابا يادمان رفت

حسین جعفرزاده

نوشته شده در بیست و پنجم آذر 1387ساعت 11 توسط hacker| |