تبليغاتX
----------------

----------------

 

تويي صفاي ضميرم چــرا نــمــي آ يــي

 

چـرا بـهـا نـه نگـيـرم چــرا نــمــي آ يــي

 

ا گـر حـجـا ب ظهـورت وجـود تارمنست

 

خـدا كـنـد كـه بـمـيـرم چــرا نــمــي آ يــي

 

نوشته شده در دوازدهم مرداد 1387ساعت 20 توسط hacker| |

 

خورشید دمد هر نفس از لب‌هایت

 

دور است شرار هوس از لب‌هایت

 

پیغمبرِ روشنی! شنیدن دارد

 

والصبح اذا تنفس از لب‌هایت

 

اشعارم بیرق عزایت شده اند

 

خرماگردان ختم هایت شده اند

 

مشقی از روی دست خط ات بودند

 

اشکی بر روی رد پایت شده اند

 

(از مهدی سیار)

نوشته شده در نهم مرداد 1387ساعت 18 توسط hacker| |

زمین را هم نمی‌خواهی، زمان را هم نمی‌خواهی

چه کردی با خودت جانا، که جان را هم نمی‌خواهی

مرا یوسف لقب دادند و یعقوبم تویی ای دوست

همین پیراهن از من مانده آن را هم نمی‌خواهی

عقابی چون تو باید بر فراز ابرها باشد

قفس با تو چه کرده کآسمان را هم نمی‌خواهی؟

به دست باد دادی عاقبت زلف پریشان را
ع

جب جمعیت شوریدگان را هم نمی‌خواهی

جفای دشمنان دشوار، اما کاش می‌ماندی

که تو حتی وفای دوستان را هم نمی‌خواهی

(از سید محسن خاتمی)

نوشته شده در نهم مرداد 1387ساعت 18 توسط hacker| |