----------------
کــم زنــد گــی مــرا نــمــا یــش بــدهــیــد تــابــوت بــرای مـن ســفــا رش بــدهــیــد بــا یــد بــروم گــو ر خــو د م را بــکــنــم لطفاً دوسـه سطـر مرگ را کـش بــدهــیــد مـا بـا تـو کـه روبـه رو شـد یـم آ قـا جـا ن ! پــیــش تــو بـیآ بــرو شــدیــم آ قــا جــان ! چـو پـا ن دروغـگــو شــدیــم آ قــا جــا ن ! گـیسـوی تـو قـصـهای پـر ا ز تـعـلـیـق ا سـت جـمعـیـسـت که حاصلـش فـقـط تـفـریـق ا سـت خــط لــب تــو چــقــد ر نــســـتعـلـیـق ا سـت صدای گــــــریه ی بــاران پـــاک می آید دوبـــــاره بوی دل انگــیز خــــاک می آید تــــو مهربــــانی خودرا زمن دریــــغ مدار کلید قفل دلت را بــــــه دست من بسپار بیا کمی بنشینیم سینه صـــــاف کنــــیم بـیا بــه معجزه ی عشق اعتراف کنــــیم تــــو مثل صــــاعقه بر من فرود آمده ای تو شعله ای که بــــه بود و نبود آمده ای چه خوب بود که همسایه ی خدا بـودیم قشنگ بود اگــــر پشت ابرهـــــــا بودیم تو مثل حسّ رقیق منی؛ قشنگ ؛ لطیف تــــو مثل برگ گل نو رسیده ترد ؛ ظریف بــه جز دلی که به پیش تو جا گذاشته ام بـــه روی هستیم ای مــاه ؛ پا گذاشته ام گمان کنم تــــو همانی که فکر می کردم نــــــه ؛ مهربانتر از آنی که فکر می کردم شکـــــــسته است غرور پلنگ می فهمی؟ دلم برای تو تنگ است تنگ ؛ می فهمی؟ [شراب با تو حلال است و آب بی تو حرام] * تــــویی تجلی ایمـــــان و کــــفر ختم کلام از خلیل جوادی چشم تو که انتظار می ریزد از آن دریا دریا وقار می ریزد از آن در باد کمی پیرهنت را بتکان! من مطمئنم بهار می ریزد از آن! هادی محمدزاده نام تو در اول کلامم گل کرد لبخند تو در گل سلامم گل کرد از چشم تو یک بهار باران بارید تا نم نم عشق در مرامم گل کرد علی دلفاردی آیینه ی روزگار لبخند خداست آرامش سبزه زار لبخند خداست از عطر نگاه باغها دانستم نام دگر بهار لبخند خداست از ايرج زبردست
خـوا نـد یـم تـو را و خـود مـان خـوا بـیـد یـم
مـوهــا ت چــلـیـــپـا یــی و ا بـــر و کـــوفـــی

